تبلیغات
آموزش و پرورش دهلران - خواندن
هجدهم آذر 87

خواندن

   نوشته شده توسط: مجتبی چابک    نوع مطلب :بانک مقالات معلمان ،روانشناختی ،

*خواندن
خواندن» تفسیر معنادار نمادهای کلامی نوشته شده یا چاپ شده است. بک (1984) «خواندن» را «برخورد معنادار با متن» می نامد. البته گاهی اوقات کلمه خواندن به معنای وسیع به فعالیت های مختلفی اطلاق می شود که به منظور جمع آوری اطلاعات انجام می گیرد مانند «خواندن» شرم در چهره دیگری، یا خواندن افکار عمومی درباره موضوعی خاص، ولی فکر نمی کنیم این فرایندها در چارچوب تعاریف معمول خواندن بگنجد.
خواندن تقریبا همیشه فعالیتی با معنا است. خواندن چیزی بیش از تطبیق صداها با نمادهای نوشته شده یا چاپ شده بر یک صفحه است. «خواندن» فرایندی شناختی است که در آن دیدگاه های خواننده و فرایند خواندن ارتباط زیادی با مطلبی که بناست فراگرفته شود، پیدا می کنند، خواندن مهارتی است که همه ما آن را عادی می شماریم ولی در واقع فرایندی پیچیده و عالی است که اجزای بسیار متفاوتی را در بر می گیرد.

*خواندن
خواندن» تفسیر معنادار نمادهای کلامی نوشته شده یا چاپ شده است. بک (1984) «خواندن» را «برخورد معنادار با متن» می نامد. البته گاهی اوقات کلمه خواندن به معنای وسیع به فعالیت های مختلفی اطلاق می شود که به منظور جمع آوری اطلاعات انجام می گیرد مانند «خواندن» شرم در چهره دیگری، یا خواندن افکار عمومی درباره موضوعی خاص، ولی فکر نمی کنیم این فرایندها در چارچوب تعاریف معمول خواندن بگنجد.
خواندن تقریبا همیشه فعالیتی با معنا است. خواندن چیزی بیش از تطبیق صداها با نمادهای نوشته شده یا چاپ شده بر یک صفحه است. «خواندن» فرایندی شناختی است که در آن دیدگاه های خواننده و فرایند خواندن ارتباط زیادی با مطلبی که بناست فراگرفته شود، پیدا می کنند، خواندن مهارتی است که همه ما آن را عادی می شماریم ولی در واقع فرایندی پیچیده و عالی است که اجزای بسیار متفاوتی را در بر می گیرد. (خرازی، ص 2-171، (1383)
فرانک اسمیت به عنوان اولین محقق خواندن را به عنوان طرح مداخله مستقیم خواننده در متن معرفی می کند. او خواندن را به عنوان روش کاهش مجهولات می داند که برای تحقق این امر از طریق خواندن، چهار مرحله وجود دارد. اطلاعات ترسیمی، اطلاعات آوایی (آواشناسی)، اطلاعات ترکیبی و اطلاعات معنایی. (ناعمی – ص( 60 - 1380)
خواندن، اساسی ترین وسیله آموزش بوده و فرد با کسب مهارت و پیشرفت در آن بهتر قادر خواهد بود تا در هر یک از امور زندگی معلومات لازم را کسب کند. خواندن عملی است که با تفکر سر و کار دارد و موجبات پرورش و به کار انداختن تمام قوای فکری و اخلاقی چون قوه تمیز، استدلال، تعمیم، تجرید، حکم و قضاوت می گردد. اگر خواندن با درک معنی همراه باشد موجب پرورش شخصیت، کسب اطلاعات سودمند، برقراری رابطه حسنه با دیگران، لذت روحی و نشاط خاطر را می شود. آموختن مهارت خواندن در واقع گشودن دروازه کتاب به روی فرد می باشد. تمدن و فرهنگ بر کتاب مبتنی است و جامعه مذهبی ما هم مذهبش بر کتاب استوار می باشد و تنها مذهبی است که معجزه اش کتاب و نام کتابش «خواندنی» (قرآن) و نخستین کلمه اش «بخوان» (اقرا) است.
خواندن وسیله ای ضروری و اساس و پایه مواد درسی است. کودکان باید یاد بگیرند بخوانند برای این که بعدها بتوانند بخوانند که یاد بگیرند. (روش تدریس فارسی ص 24- 1373) )

عوامل موثر در خواندن
برای موفقیت خواندن کودکان عوامل زیر موثر است:
1- شرایط جسمانی: داشتن گوش، چشم و عقل سالم در زبانآموزی از اهمیت خاصی برخوردار است. کودک باید از نظر عقلی سالم باشد تا بتواند از چشم خود برای دیدن و گوش خود برای شنیدن استفاده کند.
2- آمادگی ذهنی و بین تحولات شناختی کودک و خواندن و فهم مطالب، رابطه وجود دارد. به همین دلیل است که کسانی که دچار عقب ماندگی شدید ذهنی هستند قادر به یادگیری خواندن نیستند.
«گزل» که جریان رشد را بر پایه اصول زیستی مورد بررسی قرار می دهد معتقد است آموزش خواندن در مرحله معینی صورت می گیرد یا تا زمانی که این توانایی ها آشکار نگردیده است آموزش خواندن باید به تعویق افتد. (ناعمی ص 63 - 1380)
خواندن مستلزم درک معنی از مطالب نوشتاری است بنابراین کودکان زمانی قادر به خواندن خواهند شد که بتوانند بین حرف ها و صداهای مربوط رابطه برقرار کنند و از طریق ترکیب آن ها به شناختن کلمه و سپس جمله نایل شوند و به معنی و مفهوم آن پی ببرند. یادگیری تمام حرف ها و صداهای آن ها و یا کلمه ها، زمانی که بر اساس عادت و شرطی شدن باشد، یقینا موفقیتی در خواندن به دنبال نخواهد داشت.
3-موفقیت در گوش دادن و سخن گفتن:کودکانی که در دو رکن اولیه زبان آموزی موفقیت لا زم را کسب کرده اند و فرصت های مناسبی برای حرف زدن و گوش دادن داشته اند و قدرت کلا می و درک مناسب تری دارند مسلما در خواندن نیز موفق تر هستند. کودکانی که از تحریکات محیطی کمتری در زبان آموزی برخوردار هستند در خواندن نیز کندتر می باشند. محیط فرهنگی و اجتماعی خانواده نیز نقش موثری در یادگیری خواندن کودکان دارد.
4- رشد عاطفی و اجتماعی: کودکانی که با محیط خویش سازگار هستند و با همسالا ن خود ارتباط برقرار می کنند و بازی می کنند، مجبورند در هنگام بازی ارتباط کلا می نیز داشته باشند واین ارتباط در یادگیری خواندن آن ها نقش مهمی را ایفا می کند.
خانواده هایی که به مطالعه اهمیت می دهند و کتاب، مجله و روزنامه و ... در خانه آن ها یافت می شود، دارای فرزندانی هستند که در آموزش خواندن، موفق تر هستند.
5- همکاری و هماهنگی والدین و معلمان:پدر و مادر و معلم باید علا ئم آمادگی خواندن را خوب بشناسند و فرصت های لا زم را جهت کسب تجربه برای دانش آموز فراهم آورند و کودک را به کاربرد و درک کلمه ها و جمله ها تشویق نمایند تا میل به خواندن در او ایجاد شود.
بدیهی است والدینی که برای بچه ها کتاب می خوانند و آنان را به مسافرت و بازدید از پدیده های علمی- فرهنگی می برند و تماس بیشتری با دیگران پیدا می کنند از توانایی بیشتری برخوردار می شوند و به راحتی می توانند تجربه ها و برداشت های خود را در هر موقعیتی اظهار نمایند و در مسائل آموزشی شرکت فعال داشته باشند. سرانجام این عوامل در درک خواندن و قدرت نوشتن آنان تاثیر به سزایی خواهد داشت.
6- تحرک بدنی:فیلسوفان تعلیم و تربیت به دو دلیل به گنجانیدن تحرک بدنی در برنامه های آموزشی تاکید داشته اند: الف- پرورش کودکانی شاد و مشتاق  یادگیری
ب- تسکین تنش های کودکان که می تواند در امر یادگیری آنان تاثیر منفی داشته باشد. تحقیقات «کرتی» و دیگران در اروپا نشان داده که تحرک بدنی در از بین بردن مشکلا ت یادگیری زبان و خواندن، نوشتن و نیز ریاضی مورد استفاده قرار می گیرد. عدم تحرک نیز می تواند به عدم یادگیری هوشمندانه و مطلوب منجر شود.
هر گاه کودکی شروع به فعالیت بدنی می کند، انرژی ذخیره شده را صرف فعالیت می کند و پس از فعالیت، شاد می شود و عصبانیت و خستگی از او دور می شود. بازی های گروهی نیز نقش مهمی در  یادگیری زبان دارد کودکان از طریق تماس با همسالا ن خود به گسترش زبان  خود کمک می کنند. آن ها دراین گونه بازی ها به تعامل با یکدیگر مشغول می باشند و از طرف دیگر هماهنگی بین عضلا ت چشم نیز به یادگیری زبان در آن ها کمک می کند.

مراحل آموزش خواندن در دوره ابتدایی
جریان آموزش خواندن در این دوره طی سه مرحله انجام می شود.
الف- مرحله آمادگی: این مرحله که به اولین ماه ورود کودک به پایه اول دبستان اختصاص دارد به عنوان آمادگی در آموزش رسمی تلقی می گردد. باید دانست که آمادگی محدود به همین یک ماه نمی شود بلکه از تولد تا زمان ورود به دبستان را در بر می گیرد.
ایجاد محیط آموزشی دوستانه و عاطفی، انجام فعالیت بدنی و ذهنی، تقویت و گسترش رفتارهای مناسب دانش آموزان، فراهم آوردن شرایط مناسب برای سخن گفتن و گوش دادن، تشویق کودکان و... از وظایف معلم در ابتدای سال تحصیلی است.

ب- مرحله آغاز خواندن: در این مرحله که پایه اول و دوم دبستان را شامل می شود کودک، حرف ها را می آموزد و به خواندن جمله ها و کلمه های ساده می پردازد.
ج- مرحله پیشرفت درخواندن: این مرحله سه سال آخر دبستان را در بر می گیرد و توانایی خواندن فرد گسترش می یابد. تشویق معلم به کتابخوانی کمک بزرگی به کودک می کند تا در آینده فردی باشد اهل مطالعه و برای خواندن نیز ارزش قائل شود.

اجزای فرایند خواندن
الف- نظام نوشتاری: استفاده از نمادهای نوشته شده به منظور بازنمایی زبان شفاهی از دستاوردهای مهم  تاریخ بشری است. کتابت نه تنها گسترش ارتباط  در طول مکان بلکه در طول زمان را نیز ممکن ساخته است. دستاوردهای مهم ادبیات حاکی از اهمیت نوشتار است.
نظام نوشتاری دارای یک طرح است، بین واحدهای آن فاصله وجود دارد، دارای خطوط موازی است، شکل های مختلفی ازحروف دارد (چاپی و شکسته) که معمولا  با هم مخلوط نمی شوند.
قدیمی ترین شکل نگارش حدود شش هزار سال پیش در مصر ظهور کرد: این نوع نوشتار که در آن هر کلمه با یک نماد نشان داده شده است « واژه نگاری» نامیده می   شود. نه  تنها زبان نوشته شده مصری ها از طریق حروف تصویری تکامل یافت، بلکه زبان چینی مدرن نیز که زبان واژه نگار دیگری است، به همین طریق تکامل یافته است. زبان های واژه نگار معمولا  دارای هزاران علا مت مشخص است که همچون بخشی از فرآیند سواد آموزی باید به حافظه سپرده شود. برخی از این نمادها که «تصویر نگار» نامیده می  شوند، بقایای  دوران نخستین خطوط تصویری است.

در زبان های دیگر که « آوا نگار» هستند، از صداها استفاده می شود، نه از نمادهای تصویری، یکی از زبان های آوانگار ابتدایی، «زبان تصویری» است و «زبان هجایی» زبان آوا نگار پیچیده تر و مفید تری است که برای هر هجای تلفظ شده نماد مکتوبی دارد. در زبان های هجایی از تعداد نسبتا کمی نماد برای نگارش تمام کلمات و حروف استفاده می شود.

مهمترین پدیده در تکامل زبان های آوانگار، اختراع الفبا، بود که در آن حروف با صداو بی صدا هر یک با نمادهای خاص خود نشان داده می شود. مزیت الفبا این است که نمادهای  آن هم صداها را نشان می دهد و هم معانی لغات را.

« نگارش الفبایی» ابتدا در یونان باستان در یک دوره دویست ساله از هزاره پیش از میلا د پدید آمد.
ب: حرکات چشم و توقف های آن: هماهنگ کردن حرکات چشم با نوشته از اهمیت خاصی برخوردار است. حرکات چشم به هنگام خواندن، هم چون زمانی که به جسمی که به آرامی در حال حرکت است نگاه می کنیم آرام و یکنواخت نیست، بلکه مجموعه ای از جهش های عرضی خط چاپی یا نوشتار است. این حرکات «جهش» و فواصل زمانی که چشم در آن به استراحت می پردازد، «تثبیت»، نامیده می شود. حرکات چشم در خواندن مشابه حرکات چشم در نگاه به اشیای مختلف موجود در یک اتاق است که در آن چشم از یک نقطه به نقطه دیگر می جهد.

مغز انسان نقش اساسی در مطالعه دارد. در مورد اغلب دانش آموزان پردازش اطلاعات فعالیت های فیزیکی خواندن را کنترل می کند و نه عکس آن. خوانندگان خوب چشمان خود را به شکلی کارآمد حرکت می دهند ولی تمرین حرکات چشم موجب بهبود خواندن نخواهد شد. حرکات کارآمد چشم معلول خوب خواندن است.

ج - الگوی پردازش اطلاعات خواندن: فعالیت های مهم خواندن در حافظه  کاری اتفاق می افتد. معنایی که دانش آموز از طریق خواندن به دست می آورد تحت تاثیر محتوا، دانش  قبلی و هدف او از خواندن است. اطلاعات ورودی و دانش قبلی در حافظه کاری در تعامل با یکدیگر و در همدیگر تاثیر دارند.
د- توجه: برای این که خواندن موثر باشد خواننده باید توجه خود را به طور کامل به خواندن معطوف کند. عدم توجه و حواس پرتی باعث می شود که خواننده از درک مطلب عاجز باشد. توجه انسان ممکن است به سرعت از یک خصوصیت متن به خصوصیت دیگر آن معطوف شود ولی حجم زیاد اطلاعات را نمی توان به طور همزمان پردازش کرد. ظرفیت محدود حافظه کاری اغلب برای اطلاعات ورودی تنگنا می آفریند.
معلم با مدیریت رفتاری می  تواند، توجه دانش آموزان را به نوشتار و خواندن آن جلب کند و اینجاست که هنر معلم رونمایی می کند.

ه - رمزگشایی و فهم: فرایندهای شناختی موجود در خواندن را به دو مرحله تقسیم کرده اند: تشخیص و به دست آوردن معنای تک تک کلمات را «رمزگشایی» و درک کلی محتوای خواندن را «فهم» نامیده اند.
رمزگشایی موقعی اتفاق می افتد که خواننده از روی آگاهی توجه خود را به کلمات خاص معطوف می دارد که پس از تمرین بسیار ممکن است خود به خود روی دهد و این مهارت در خواندن است. خوانندگان نوآموز بیشترین توجه خود را صرف رمزگشایی می کنند و فهم مطالب خوانده شده برای آنها بسیار دشوار است.

هدف های آموزش خواندن در دبستان
«علی محمد ناعمی» هدف های آموزش خواندن را در دبستان اینگونه آورده است: 1- شناخت حرف ها و کلمات و درک  معانی آنها به منظور قادر شدن کودک برای خواندن و فهمیدن مطالب نوشتاری که برای وی تدوین شده اند.

2- پرورش قوه قضاوت صحیح در کودکان جهت استخراج مطالب از منابع مفید و تشخیص مطالب درست از نادرست.

3- ایجاد توانایی های مطلوب در خواندن (مانند بلندی یا کوتاهی صدا، کندی و تندی خواندن، نشان دادن حالات عاطفی نویسنده، رعایت علائم دستوری، تلفظ صحیح و لذت بردن از خواندن در جمع بدون اضطراب).

4- ایجاد علاقه به خواندن انواع کتاب ها و مطالب نوشتاری برای پرکردن اوقات فراغت، رفع خستگی، لذت بردن و به دست آوردن مطالب مورد نیاز.

5- گسترش خزانه لغات.

6- پرورش قوای ذهنی چون تفکر، تخیل و...

7- آشنایی با ویژگی های اجتماعی، فرهنگی، اخلا قی جامعه خویش و ایجاد قدرت سازگاری با آن

مراحل خواندن
مهارت خواندن امری تدریجی است وتقریبا بدون جهش و مراحل آموختن آن نیز به هم پیوسته است و گذشتن از یک مرحله بدون مهارت یافتن در مرحله قبلی امکان پذیر نیست.(روش تدریس فارسی، ص25 - 1372)
«کاریلو» و «هاریس» پس از تحقیقات بسیار در زمینه خواندن، مراحل آموزش خواندن را به این صورت بیان کرده اند:

1- مرحله آماده شدن برای خواندن: این مرحله برای رشد مراحل بعدی خواندن نقش اساسی دارد. شروع  این مرحله از تولد تا شش سالگی است. کاریلو معتقد است که رشد و یادگیری تجربی در پیدا شدن آمادگی لا زم برای موفقیت در خواندن سهم بسزایی دارد. در این مرحله مواد و نگرش های آموزشی جنبه کاملا  غیر رسمی دارد، اما به تدریج با بزرگ تر شدن کودک جنبه رسمی تری به خود می گیرد. این  مرحله شامل توسعه مهارت های زبانی، گوش دادن، سخن گفتن، توسعه حرکتی، تمییز شنوایی و بینایی، تحول مفهوم و تفکر شناختی و توانایی دقت و تمرکز حواس در انجام فعالیت ها است.
2- مرحله آغازین خواندن: این مرحله با آموزش رابطه صداها و نمادها و بر کشف رمز کلمه مشخص می  شود. در این مرحله بیشتر به شناخت کلمه های نظری پایه، پیدا کردن اعتماد به نفس در هنگام خواندن و شروع آموزش و مهارت های تحلیل کلمه تاکید می  شود.
این مرحله شروع برنامه  رسمی خواندن است و به طور رسمی در سال اول دبستان انجام می گیرد. در این مرحله معمولا  فرهنگ لغات دیداری کودکان توسعه می یابد و اصوات را با نماد های بینایی حروف همخوان می کنند.

«چال» شروع خواندن را شروع فراگرد کدخوانی می داند و « بوند» و « دیکسترا» روی انواع روش های خواندن مانند، خواندن مقدماتی، ترکیب های آواهای مقدماتی، تدریس آغازین الفبا، روش زبانی و زبان آموزش و روش صوتی زبانی تاکید می کنند.

3- مرحله رشد سریع خواندن: « کاریلو» در این مرحله به موارد زیر تاکید دارد:
پیشرفت در شناسایی کلمه های نظری، بهبود درک خواندن، ایجاد علاقه به خواندن و تشویق به مطالعه زیاد در مطالب متنوع.

این مرحله معمولا  در کلا س های دوم وسوم انجام می گیرد و در واقع توسعه مرحله قبلی است. کودک به طور عادی در خواندن پیش می رود و مهارت هایش در شناخت کلمه ها به سرعت افزایش می یابد.
4- مرحله خواندن گسترده: این مرحله که در سال های آخر دبستان اتفاق می افتد بر خواندن مستقل تاکید دارد که با پیشرفت مداوم واژگان، دستیابی به مهارت های بیشتر در درک و مرور پیوسته مهارت های تحلیل کلمه تحقق می یابد. در این مرحله کودک از مطالعه لذت می برد اما نیاز به کمک و راهنمایی دارد تا در مطالعه مطالب واقعی مهارت هایش توسعه یابد.
5- پالا یش خواندن: این مرحله در دوره راهنمایی و دبیرستان دیده می شود که با پیشرفت درک در افراد و مهارت های خواندن مشخص می شود و همراه با آن کارایی خواندن برای هدف های مختلف و با سرعت افزایش می یابد. (ناعمی ص 70 و 69 - 1380)

آموزش اولین خواندن
برخی از متخصصان، آغاز به خواندن را مجموعه ای از مهارت ها می دانند که می توان آنها را به اجزایی چون توانایی تمییز بین حروف، توانایی ترکیب صداها و... تقسیم کرد.
اسمیت (1988) بر این عقیده است که خواندن بیش از آن که رمزگشایی باشد، فرایند معنی بخشیدن به متن است. خواندن از نظر اسمیت عبارت است از: فرایند آزمایش فرضیه ها و حدس زدن درباره آنچه بر روی صفحه وجود دارد. هدف های مهم در یادگیری خواندن این است که کودکان بفهمند که مطالب نوشته شده و چاپ شده، با معنی هستند و کلمات خود زبان هستند و نیز این فرصت را به دست آورند که بر اثر تمرین، خواندن را فراگیرند.

موارد یا نکات ارائه شده زیر تاکید بر معنی دار بودن و فردی بودن فرایند آموزش خواندن دارد:
1- خواندن و فعالیت های حاشیه ای آن را لذت بخش کنید: کودکان برای این که خوانندگان خوبی شوند باید وقت و تلاش کافی صرف مطالعه کنند. مطالعه باید لذت بخش باشد تا کودک به خواندن علاقه نشان دهد و از آن روی گردان نشود. برای بسیاری از کودکان، آغاز به خواندن کار سختی است ولی اگر کار دشواربا تفریح توام باشد، مطبوع تر می شود.

2- بر بهره گیری از تجاربی که به موفقیت می انجامد تاکید کنید: خیلی مهم است که فعالیت های مربوط به آغاز به خواندن با دقت برنامه ریزی شود، به نحوی که کودک موفقیت در خواندن را احساس و تجربه کند. نه تنها فعالیت ها باید موفقیت را تسهیل کند بلکه هر کودک باید احساس کند که کاری واقعی انجام می دهد.

3- بر تجربه خواندن با معنا تاکید کنید: یادگیری معنا دار زمانی اتفاق می افتد که تجارب کودک با اطلاعات قبلی او پیوند برقرار کنند و در حقیقت تجارب جدید او معنادار شود. معلم باید مواد خواندنی را با دقت به نحوی انتخاب یا تدوین نماید که لغات و مفاهیمی را که جزو دانش قبلی کودک است در برگیرد.
4- در تدریس خواندن از روش های آموزشی متنوع استفاده کنید: هیچ روش واحدی وجود ندارد که بتوان گفت، کلید سحرآمیز  موفقیت است. تدریس خواندن در این دوره باید با نیازهای فردی کودک مطابقت داشته باشد.

5- از دانش آموزان بخواهید موادی را که از قبل با آن آشنا هستند، دوباره بازخوانی کنند: دانش آموزان احتیاج دارند در خواندن، اعتماد به نفس لازم را به دست آورند و این احساس را که «من واقعا می توانم آن را انجام دهم» تجربه کنند. یکی از راه های پرورش اعتماد به نفس در خواندن، قرائت مجدد مطالبی است که در خواندن آن مهارت دارد.

6- به جای خطاهای دانش آموزان بر موفقیت آنان تاکید کنید: خوانندگان مبتدی اشتباه می کنند، تاکید باید بر تشخیص بهبود کیفیت خواندن کودک باشد  نه بر اشتباهات او.
7- اجازه دهید کودکان حدس بزنند: خوانندگان مبتدی با استفاده از تصاویر یا زمینه های کلامی داستان، در هنگام خواندن می توانند کلمات را حدس بزنند و این حدس زدن ها مفید است.
8- تمرین کنید، تمرین کنید، تمرین کنید: هر چه دانش آموزان بیشتر بخوانند، بهتر خواهند خواند.
9- مشکلات احتمالی کودک در زمینه دریافت را تشخیص دهید و هر چه سریع تر درمان کنید: اگر شما مشکوک شدید که کودک در درک و دریافت مطالب مشکل دارد، فورا اولیا و مسوولین مدرسه را مطلع سازید.

10- مطالعه آزاد و دلبخواه را جزو برنامه های دانش آموزان قرار دهید: حداقل هفته ای یک بار وقت معینی را برای استفاده کودکان از کتابخانه مدرسه اختصاص دهید تا به اختیار خود، کتاب هایی را برای مطالعه انتخاب کنند. (خرازی، ص 180، 1383)

معلم برای رشد فهم کلی متن و افزایش واژگان فراگیر می تواند راهبردهای زیر را در پیش بگیرد:
- به دانش آموزان کمک کند که هدف از خواندن را درک کنند.
- از بحث های پیش از خواندن و پیش سازمان دهنده استفاده کند و به دانش آموزان کمک کند تا متون خواندنی جدید را بهتر بفهمند.

- هنگام خواندن، بازخوردهای مناسب و به موقع را ارائه کند.
- دانش آموزان را تشویق کند که از زمینه متن برای افزایش گنجینه لغات خود استفاده کنند.
- معلم خود اهل مطالعه باشد و هر روز مطالب جدیدی برای ارائه داشته باشد. دانش آموزان امروزی به علت سرعت انتقال اطلاعات به خوبی متوجه می شوند که معلم آنها تا چه حد اطلاعاتش به روز است. اگر دانش آموز متوجه شود معلم از نظر علمی از او عقب تر است دیگر انگیزه ای برای نشستن در کلاس درس ندارد. استفاده از فناوری اطلاعات نقش مهمی در به روز کردن معلومات معلمین دارد.


http://axiomaticvacati0.exteen.com
دوم خرداد 96 04:08 ق.ظ
Pretty nice post. I just stumbled upon your weblog and wished to say that I have truly enjoyed surfing around your
blog posts. In any case I'll be subscribing to your rss feed and
I hope you write again soon!
Tory
بیست و پنجم اردیبهشت 96 09:53 ق.ظ
Why users still use to read news papers when in this
technological globe the whole thing is existing on net?
كلاس اولی
بیست و پنجم مهر 88 11:43 ق.ظ
سلام
مطلب شما عالی بود
با اجازتون من ازش برای یه تحقیق دانشجویی استفاده می كنم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر