تبلیغات
آموزش و پرورش دهلران - آداب و وظائف معلم و شاگرد
دوم اردیبهشت 88

آداب و وظائف معلم و شاگرد

   نوشته شده توسط: مجتبی چابک    

آداب و وظائف معلم و شاگرد(1)

آداب و وظائف معلم و شاگرد


 

نویسنده:سید محمد باقر حجتى (حسینى )

بخش اول : آداب و وظائف معلم و شاگرد نسبت به خود

(مطالب مربوط به آن ، ضمن شش امر، مورد گفتگو قرار میگیرد):


 

1- ضرورت و لزوم اخلاص و پاكسازى نیت

نخستین آداب و آئینهاى مربوط به معلم و شاگرد كه باید (در امر تعلیم و تعلم ) به عنوان یك امر ضرورى و قطعى مورد توجه قرار گیرد این است كه در پویائى از علم و یا بذل و اعطاء آن به دیگران ، داراى خلوص نیت باشند (یعنى باید معلم و شاگرد در مسیر تعلیم و تعلم در جهت هدفى الهى و انسانى گام بردارند، و هیچگونه شوائب انتفاعى و مادى را با این هدف الهى نیامیزند)؛ زیرا محور و كانون ارزش علم و رفتار هر كسى بر قصد و نیت است كه اعمال و رفتار انسان گاهى همچون سفال و كوزه شكسته اى - فاقد ارزش و اعتبار مى شود. و گاهى نیز همین اعمال و رفتار در ظل نیت و جهت یابى ، و هدف گیرى درست و الهى ، همانند گوهرى گرانبها آنچنان داراى ارزش و اعتبار مى گردد كه نمیتوان آنرا به علت گرانمایگى ، ارزیابى كرد. و گاهى نیز همین اعمال و رفتار، به خاطر هدف گیریهاى نادرست و غیرانسانى به صورت وزر و وبالى بر دوش انسان سنگینى كرده ، و برگه هاى جرم و گناه فزونترى بر صفحات پرونده اعمال سیاه او اضافه خواهد نمود، اگر چه این اعمال به صورت اعمال واجب و تكالیف حتمى الاجراء او باشد.
بنابراین لازم است كه معلم و شاگرد در اعمال و كوششهاى خود صرفا خدا و طاعت از فرمان او و پیراستن خویش (از رذائل ) و ارشاد بندگان خدا به حقایق دین را منظور نهائى خود قرار دهند. آنها نباید در انجام وظائف خویش ، هدف دیگرى را در قصد و نیت خود راه دهند؛ یعنى نباید اغراض و هدفهاى دنیائى و نادرست و كم ارزشى را - كه موجب لذت و خوارى و فرومایگى آنها نزد خدا، و باعث خشم او، و از دست دادن سعادت و نیكبختى جاوید سراى پسین ، و محرومیت از اجر و پاداش دائمى مى گردد - در مد نظر گیرند.
اینگونه اهداف و اغراض دنیائى و نادرست و كم ارزش ، عبارتند از: حب مال ، جاه طلبى ، نام جوئى و تشخص ، نمودیابى در میان اقران و همگنان ، برترى جوئى نسبت به همالان ، بالیدن نسبت به برادران ایمانى و امثال آنها از هدفهاى نادرستى (كه همت انسانى را دستخوش ابتذال ساخته و انسان را به فرومایگى شخصیت سوق میدهند)، و مآلا اشخاص را به صورت ((زیانكارترین افرادى درمى آورد كه مساعى و كوششهاى آنان در زندگى ، فاقد جهت یابى و آمیخته با گمراهى و سرگشتگى است و این چنین افرادى مى پندارند كه رفتار و كار درستى را در پیش گرفته اند (1)

الف - رهنمودهاى قرآن كریم براى ایجاد اخلاص نیت :

آن عامل جامع و اساسى - كه مى تواند اخلاص نیت را در رفتار انسان به ثمر رساند - تصفیه و پالایش درون و باطن از هر گونه آلایشها است . به این معنى كه باید انسان سر و باطن خویش را از ملاحظه و توجه به غیر خدا - از طریق عبادت و بندگى او - پاكسازى كند. خداوند متعال در این باره مى فرماید:
(( ((فاعبدالله مخلصا له الدین الا لله الدین الخالص )) )) (2)
پس خداى را با خلوص نیت در آئین دارى ، بندگى كن ، هان اى انسان ! دین و آئین خالص و پاكیزه از آن خداى متعال و براى او است .
و یا اینكه مى فرماید:
(( ((و ما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین حنفاء و یقیموا الصلوة و یؤ توا الزكوة و ذلك دین القیمة )) )) (3)
انسانها - صرفا - ماءمور و موظفند كه خداى را با آمیزه اخلاص در دیندارى ، و درونى پالایش شده پرستش نمایند، و نماز را به پاى دارند و زكوة را بپردازند، - و این است دین و آئین استوار و پایدار و راه راست زندگى انسانى .
خداوند متعال (وصول به مقام سعادت و نیل به لطف و رحمت خویش را بر پایه توحید در عبادت و بندگى ، و تصفیه باطن استوار ساخته ، آنجا كه ) مى فرماید:
(( ((فمن كان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا و لا یشرك بعبادة ربه احدا)) )) (4)
آنكه براى وصول به لطف و رحمت پروردگارش امیدوار است باید رفتار شایسته اى را در پیش گیرد، و هیچ كس و هیچ چیز را در مسیر بندگى پروردگارش ، شریك و انباز او قرار ندهد.
گویند: این آیه درباره افرادى نازل شده است كه در اعمال و رفتار خود، جویاى رضاى غیرخدا هستند، و براى جلب ستایش مردم به عبادت مى پردازند.
خداوند متعال (درباره محرومیت و ناكامى دنیاپرستان از لذات و نعماى اخروى ) مى فرماید:
(( ((من كان یرید حرث الآخرة نزد له فى حرثه ، و من كان یرید حرث الدنیا نؤ ته منها و ماله فى الآخرة من نصیب )) )) (5)
اگر كسى كوشش خویش را در تحصیل فراورده هاى اخروى مصروف دارد، ما به نفع او بر این فراورده ها مى افزائیم . و چنانچه هم و عنایت و اراده خود را در تحصیل فراورده هاى دنیوى محدود سازد، این هدف را براى او تاءمین مى كنیم ، ولى براى او از بهره هاى آخرت ، نصیبى نخواهد بود.
و نیز چنین مى فرماید:
(( ((من كان یرید العاجلة عجلنا له فیها ما نشاء لمن نرید، ثم جعلنا له جهنم یصلیها مذموما مدحورا)) )) (6)
اگر كسى دنیاى شتابنده و زودگذر را هدف زندگانى خود قرار دهد و فقط خواهان آن باشد، ما - بر حسب اراده و مشیت خویش - خواسته هاى او را با شتاب و سرعت برآورده مى سازیم ، ولى در بازپس ، آتش دوزخ را براى او آماده مى نمائیم تا با وضعى نكوهیده و حالتى سرافكنده و رانده شده به آن درآید و طعم تلخ آنرا بچشد.

ب - سخنان پیامبر گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله ) در اهمیت اخلاص نیت:

((ارزش و اعتبار عمل و رفتار هر فردى مطابق نیت و قصد و هدف او است . و كاربرد سود و عوائد اعمال هر انسان صرفا به نیت او وابسته است . اگر كسى (از هرگونه هدفهاى انتفاعى مادى بگریزد و) از وادى هدفهاى نفسانى هجرت كند و راه وصول به رضاى خدا و رسول او و مقصدى الهى و هدفى انسانى ، كوچ و هجرت كرده است . ولى اگر هجرت و گریز او به سوى دنیا انجام گیرد، به دنیائى كه میخواهد (از منافع آن بهره مند گردد و) به آن دست یابد، و یا میخواهد از رهگذر هجرت و كوچیدن خود، به تمایلات جنسى خویش دامن زند و از وجود جنس زن بهره كشى كند؛ هجرت و كوچیدن او به همان هدفهاى مبتذل و كم ارزش تنزل خواهد یافت )) (7) .
این حدیث شریف از اصول و قواعد بنیادى اسلام ، و یكى از پایه ها و بلكه نخستین استوانه هاى تعالیم مقدس اسلام است .
یكى از دانشمندان (درباره ارزش و اهمیت شگرف این حدیث ) مى گوید: این حدیث با محتواى جالب آن ، یك سوم علم و معرفتى است (كه باید شاگرد یا معلم ، آنرا ضمیمه اندوخته هاى علمى خود ساخته و بدینوسیله معارف خویش را تكمیل نمایند).
یكى از فضلاء و دانشمندان برجسته در توجیه این سخن مى گوید: اندوخته ها و فراورده ها به مدد دل و زبان و سرانگشتان آدمى بدست مى آید (به عبارت دیگر: عوائد و بهره هاى انسان در زندگانى در سایه جنبش و كوشش درونى و به كمك زبان و به یارى تحرك اعضاء و اندام او به هم میرسد و فراهم مى گردد). بنابراین نیت و اراده انسان (كه عبارت از جنبش و تحرك درونى است ) یكى از عوامل سه گانه تحصیل عوائد و اندوخته هاى بشر مى باشد. این عامل درونى بر دو عامل دیگر یعنى زبان و سرانگشتان و اندام انسان ، رجحان و برترى دارد؛ زیرا نیت و اراده انسان - منهاى جنبش و تحرك زبان و اندام - مستقلا به عنوان عبادت و بندگى خدا تلقى مى گردد، در حالیكه فراورده هاى زبان و اندام و به عبارت دیگر: گفتار و كردار انسان - منهاى نیت و اراده صحیح - فاقد هرگونه ارزش عبادى است . (یعنى اگر گفتار و رفتار انسان ولو در جهت بندگى و با رنگ و چهره عبادت انجام گیرد؛ ولى عارى از قصد قربت باشد، بهیچوجه به عنوان عبادت تلقى نخواهد شد و بهیچگونه پاداش و ثوابى منتهى نخواهد گشت ).
علماء و دانشمندان سلف و جماعتى از رهروان و پیروان آنها با علاقه و دلبستگى شدیدى ، طلیعه كتاب خود را با این حدیث آغاز مى كردند تا بدینوسیله به مطالعه كنندگان آثار خود هشدار دهند كه باید (در تمام امور) از حسن نیت و تصحیح عقیدت ، برخوردار بوده ، و نسبت به آن اهتمام ورزیده ، و عنایت خویش ‍ را در شروع به كارها در پاكسازى نیت و اخلاص در اراده معطوف سازند.
بارى رسول اكرم (صلى الله علیه و آله ) فرمود:
((نیت و جنبش درونى مؤ من از رفتار و تحرك اندام و زبانش بهتر و پرارزش تر است )). و در حدیث دیگرى آمده است : ((نیت مؤ من از عمل او رساتر و كارسازتر است )) (8) .
((مردم در روز قیامت بر حسب نیت ها و اراده هاى خویش ، محشور مى گردند))(9) .
پیامبر گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله ) با روایت از جبرئیل (علیه السلام )، و او از خداى (عز و جل ) چنین آورده كه خداوند متعال فرموده است : ((اخلاص ‍ و پالایش قصد و نیت یكى از اسرار من مى باشد كه در دل بندگان محبوب خویش به ودیعت نهاده ام ))(10) .
(براى آنكه به اهمیت و ارزش نیت انسان پى ببریم و بدانیم كه اعمال و رفتار انسان ، چگونه بوسیله نیت و اراده او ارزیابى مى شود، رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله ) فرمود):
((نخستین كسى كه در روز قیامت مورد محاكمه و داورى قرار مى گیرد و به زبان او حكم صادر مى شود، عبارت از كسى است كه در دنیا به شهادت رسید. (چنین شخصى را مى آورند) و نعمتهائى را كه در دنیا به وى ارزانى شده است بدو معرفى كرده و به رخ او مى كشند، او نیز نعمتهاى ارزانى شده را شناسائى كرده (و بدان اعتراف مى كند). سپس به او مى گویند: در ظل این نعمتها چه كارى را در دنیا صورت داده اى ؟ مى گوید: خدایا در راه تو به جهاد و پیكار با دشمنان دین برخاستم با آنگاه كه به درجه شهادت نائل شدم . به او مى گویند: دروغ مى گوئى ؛ زیرا تو با این منظور و هدف به جهاد قیام نمودى تا دیگران درباره تو بگویند: ((او مردى دلیر و باشهامت بوده است )). مردم نیز اجر و پاداش تو را پرداختند و شهامت تو را بر زبان راندند (یعنى تو به قصد پاداش ‍ لسانى مردم به جهاد برخاستى و آنها نیز درباره تو و این هدف تو، دریغ نكردند و اجر تو را تواءم با تمجید و تجلیل به تو تسلیم كردند. بنابراین آیا تو مى توانى - با وجود آنكه غیر خدا را در قصد و هدف خویش در مد نظر گرفته اى - از خدا درخواست اجر و پاداش نمائى ؟!) لذا خداوند متعال فرمان میدهد كه وى را به رو درافكنند و بر روى زمین بكشند تا در میان آتش دوزخ افتد.
سپس شخص دیگرى را احضار مى كنند كه در دنیا به دانش آموختن و یا تعلیم آن به دیگران و نیز تلاوت قرآن كریم ، سرگرم بوده است . آنگاه نعمتهائى كه در دنیا از آنها برخوردار بوده به وى عرضه مى كنند. او نیز آنها را شناسائى كرده و بدآنها اعتراف مى نماید. سپس به وى مى گویند: چه كارى در دنیا و در سایه این نعمتها انجام داده اى ؟ پاسخ مى دهند كه در دنیا به دانش اندوختن و تعلیم آن به دیگران و تلاوت قرآن مشغول بوده ام ، و در این رهگذر تو را مى جستم و هدفم ، تو بوده اى . ولى به وى مى گویند: دروغ مى گوئى ، زیرا تو از آن جهت به تعلم و تعلیم و تلاوت قرآن دست یازیدى كه مردم ، ترا به عنوان یك عالم و دانشمند تلقى كرده و دیگران درباره تو بگویند كه قارى قرآن مى باشى . مردم نیز (اجر و پاداش نیت ترا پرداختند) و گفتند: تو قارى قرآن و عالم و معلم دیگران بوده اى . (بنابراین به چه جهت و روى چه اساسى از خدا توقع اجر و پاداش را دارى ؟! مگر نه این است كه تو علم و دانش را براى غیر خدا اندوختى و آموختى و با هدفى بیگانه از خدا به تلاوت قرآن قیام نمودى ؟!) لذا دستور میدهند كه او را به چهره بر روى زمین بكشند با آنگاه كه در میان آتش دوزخ ، افكنده شود))(11) .
((اگر كسى در طى تحصیل علم و دانشى - كه باید آنرا به منظور كسب رضاى خداى (عز و جل ) فراگیرد - جویاى هدفى دیگر باشد، و بخواهد از طریق علم و دانش فقط به اغراض دنیوى دست یابد؛ نمیتواند در روز رستاخیز بوى خوش بهشت را نمى یابد)) (12) (یعنى آنچنان از بهشت بیگانه مى گردد كه از آن اثرى نخواهد یافت ).
((اگر كسى علم را براى غیر خدا فراگیرد یعنى غیرخدا را هدف علم آموزى خویش قرار دهد، جایگاه او از آتش دوزخ فراهم و آماده خواهد شد)).
((اگر كسى علم و دانش را از آنجهت فراهم آورد كه بخواهد با دانشمندان دیگر بستیزد، و یا بر سفیهان و سبك مغزان بتازد و درافتد، و یا آنرا وسیله جلب نظر مردم به خویشتن قرار دهد، باید جایگاه و ماءواى خود را از آتش دوزخ فراهم آورد.(13)
((علم و دانش را با این اهداف (بى ارزش ) نیاموزید كه با سفیهان و نابخردان درافتید، و با دانشمندان به جدال و ستیز برخیزید، و یا نظر مردم را به خود معطوف سازید؛ بلكه در گفتار خویش ، پویاى همان اهدافى باشید كه در پیشگاه خداوند متعال و در نزد او قرار دارد؛ زیرا آنچه نزد خدا است پایدار و فناناپذیر است ؛ چون خدا، باقى و پایدار مى باشد، و ماسواى آن دستخوش فنا و نابودى است . باید شما آبشخورهاى حكمت و چراغهاى فروزان هدایت ، ملازم خانه هاى خویش (همچون فرش و بساطى ستبر كه در خانه گسترده و افتاده است ) بوده و مانند مشعلهاى تابناك در شب تاریك و دیجور، دل زنده و كهن جامه و ژنده پوش باشید كه میان اهل آسمان ، معروف و در میان اهل زمین ، گمنام زیست كنید)) (14) .
((اگر كسى چهار چیز را هدف دانش آموختن خود قرار دهد، موجبات ورود به آتش دوزخ را براى خویش فراهم مى نماید:
باین معنى كه از رهگذر عالم بودن بخواهد:
1- بر دانشمندان مباهات ورزد.
2- با سفیهان و نابخردان بستیزد.
3- توجه و انظار دیگران را به خود جلب نماید.
4- از امراء و دولتمردان ، (مال و ثروتى ) اخذ كند)) (15) .
((اگر كسى ضمن ازدیاد مایه هاى علمى ، بر مراتب علاقه و دلبستگى خویش به دنیا بیفزاید (این دلبستگى فزاینده او به دنیا) موجب مى شود كه بیش از پیش ‍ از خداوند متعال ، فاصله گرفته و بر مراتب بعد و دورى خود را از او بیفزاید)) (16) .
((هر علم و دانش و آگاهى - براى هر فردى - بارى سنگین و وزرى ننگین است ، و در روز قیامت بر شانه او فشار مى آورد، مگر آن علمى كه بر طبق آن عمل شود و انسان ، رفتار خویش را با آن هماهنگ سازد)) (17) .
((در روز قیامت ، عذاب و شكنجه عالم و دانشمندى كه علم او به وى سود نرساند و عملا از آن نتیجه نگیرد، از عذاب تمام مردم دیگر سخت تر و طاقت فرساتر خواهد بود)) (18) .
((قضیه و مثل دانشمندى كه راه و رسم خیر و نیكى را به مردم مى آموزد و خویشتن را فراموش مى كند و بخود نمى پردازد، همانند فتیله اى است كه به دیگران روشنائى مى بخشد، و خود را سوزانده و تباه مى گرداند)) (19) .
در حدیث دیگرى چنین آمده است كه :
((مثل چنین دانشمندى مثل چراغ است (چراغى كه خود مى سوزد و تباه مى گردد؛ ولى به دیگران بهره و روشنائى میرساند).
((علماء و دانشمندان این امت ، دو تیره اند:
1- دانشمندانى كه از علم و آگاهى خود سودمند مى گردند، آنرا بدون چشم داشت (به هدفهاى دنیوى ) و عارى از هر گونه آزمندى و صید طعمه و سودجوئى ، در اختیار دیگران قرار مى دهند، براى چنین دانشمندانى همه جانداران عالم - اعم از ماهیان دریا و جانوران خاك زى و پرندگان و مرغان هوا - از خداوند متعال ، رحمت و آمرزش را درخواست مى كنند. آنان با جلال و شكوه ویژه اى در پیشگاه خداوند متعال حضور مى یابند؛ و در حالیكه بزرگى و سرورى و شرف در سراپاى وجود آنها به چشم مى خورد، محشور مى گردند. و در پیشگاه خداوند حضور مى یابند و با پیامبران و فرستادگان خدا همره و همدم اند.
2- و دانشمندانى كه خداوند؛ آنانرا از علم و آگاهى برخوردار ساخته است ؛ ولى از تعلیم و ارشاد دیگران دریغ مى ورزند. و به شرطى ، علم و آگاهى خود را در اختیار دیگران قرار مى دهند كه عوض و نفع مادى از رهگذر آن ، عاید آنها گردد. و بالاخره با چشم داشت به سوى منافع مادى و با روح آزمندى و صید طعمه ، حاضرند دیگران را تحت تعلیم و ارشاد خویش قرار دهند. چنین دانشمندانى با لگام و دهان بندى آتشین - در روز قیامت - میان مردم پدیدار مى گردند. و منادى بانگ برمى آورد و به مردم مى گوید: اینان كسانى بودند كه در دنیا - جز با هدف انتفاعى و سودجوئى و آزمندى و بالاخره اغراض دنیوى - از تعلیم دیگران دریغ مى ورزیدند. چنین دانشمندانى بدینسان در روز رستاخیز شكنجه مى شوند تا آنگاه كه مردم و یا خود آنها از محاسبه و بازپرسى در دادگاه الهى فارغ شوند)) (20) .
((اگر كسى علم و آگاهى خویش را كتمان نماید، و از نشر و تعلیم آن به دیگران دریغ ورزد، خداوند متعال بر چهره او لگامى (آتشین ) افكند)) (و بدینسان او را معذب و ذلیل مى سازد).
((علم و دانش بر دو گونه است :
1- علمى كه به قلب و درون انسان راه یافته (و روح انسان را سامان مى دهد). چنین علمى مى تواند نافع و سودمند افتد.
2- علمى كه بر سر زبان متوقف مانده (و به دل و درون انسان رسوخ نكرده ) است . اینگونه علم و دانش ، به صورت حجت و دلیل كوبنده خدا نسبت به افراد بشر، درمى آید)) (21) (كه در روز قیامت ، نكبت و مقهوریت و خوارى را براى صاحب آن به ارمغان مى آورد).
((من نسبت به امت مسلمان و پیروان خودم اعم از مؤ من و مشرك ، بیم و هراسى ندارم ؛ زیرا ایمان و اعتقاد مؤ من ، از او نگاهبانى مى كند، و كفر و انكار و ناسپاسى مشرك ، موجبات قلع و قمع او را فراهم مى آورد.
من از منافق و فرد دورو، سخت بیمناك هستم كه زبانش گویا و آشنا، و به اصطلاح زباندان و عالم است . مطالبى را بر زبان جارى مى سازد كه شما آن را به عنوان كار خوب مى شناسید. ولى از لحاظ عمل ، دست به كارهائى مى زند كه شما آنها را زشت تلقى مى كنید)) (22) (یعنى خوب حرف مى زند و حرف خوب مى گوید، ولى عملا زشت كردار است . من بر امت خود از چنین عالم منافق و گرفتار دوگونگى شخصیت سخت هراس دارم ).
((بیشترین ترس و بیم من بر شما ملت مسلمان - پس از درگذشتم - از كسى است كه - علیرغم علم و زباندانى و كارآئى در سخن و گفتار - مردى منافق و اسیر دوگانگى شخصیت است )) (23) (و میان گفتار و رفتار او هماهنگى و همسانى به چشم نمى خورد و فقط دانش او زبانى مى باشد).
((بدترین بدترها، علماء و دانشمندان بدسیرت و زشت سریرتند. و خوب ترین خوب ترها، همان دانشمندان برگزیده و پاك سیرت مى باشند))(24) .
((اگر كسى مدعى علم و دانش گردد و بگوید: من دانشمند مى باشم (بدانید) كه او جاهل و نادانى بیش نیست )) (25) .
((دین و آئین الهى آنچنان پدیدار و گسترده گردد كه از پهنه دریاها بگذرد و دریاها در راه خدا ژرفاى خود را براى علم و دانش و دین و آئین الهى آماده پذیرائى مى سازند و علم در عمق آنها نفوذ پیدا مى كند (و یا آنكه دریاها در راه دین فروهشته گردند). سپس از پس شما گروه هائى پدید مى آیند كه قرآن را تلاوت كنند و مدعى شوند كه ما قارى قرآنیم (و در ادعاى خود، چنان بلندپروازند كه مى گویند): آیا در دنیا و جهان ، كسانى وجود دارند كه از لحاظ آشنائى به قرائت قرآن و فقاهت و بینش دینى و علم و دانش ، بر ما فزونى داشته باشند؟!
پیامبر گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله ) پس از چنین بیانى ، رو به اصحاب و یاران خود كرده و فرمود: آیا از میان این گروه پرمدعا، انتظار خیر و نیكى را دارید؟ عرض كردند: نه . حضرت فرمود: این گروه بى خاصیت ، از مردم همین امت مسلمان هستند (و ادعاى مسلمانى دارند)، اینان هیزم آتش دوزخ خواهند بود)) (بنگرید به : كنزالعمال 10/212).

ج - احادیث شیعى درباره خلوص نیت

پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله ):

كلینى به اسناد خود از امیرالمؤ منین على (علیه السلام ) آورده است كه رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) فرمود: ((دو گروه از مردم جامعه بشرى آنچنان همواره گرسنه اند كه بهیچوجه اشباع و سیر نمى گردند:
1- كسانى كه پویاى مال و طالب ثروت اند.
2- كسانى كه جویاى علم و خواهان دانش مى باشند.
اگر كسى در این دنیا به آنچه براى او حلال و مباح مى باشد، بسنده و قناعت كند، سالم و تندرست و با خاطرى آسوده و درونى سالم زیست مى كند؛ ولى اگر كسى بخواهد از راههاى ناروا (به حطام دنیوى و مال و مكنت ، دست یازى كند و) به هدفهاى مادى برسد، موجبات هلاك و نابودى (و اضطراب درونى و تشتت خاطر) خویش را فراهم مى آورد، مگر آنكه به خود آید و به خداى خویش بازگردد و از گذشته خود توبه نماید.
هرگاه كسى علم و دانش را از افراد درخور و شایسته ، فراگیرد و عملا پاى بند به آن باشد راه نجات و رهائى خویش را از آتش دوزخ تدارك دیده (و از هرگونه گزند روحى و معنوى در دنیا و آخرت مصون خواهد بود)؛ ولى اگر هدف او در فراگیرى علم ، عبارت از مطامع دنیوى باشد باید حظ و بهره خود را صرفا در دنیا بجوید)) (26) (بنابراین نباید در انتظار اجر و پاداش اخروى باشد).

امام باقر (علیه السلام ):

و نیز همان كلینى ، حدیثى با اسناد خود از امام محمد باقر (علیه السلام ) در كتاب (الكافى ج 1 ص 59) آورده است كه محتواى آن ، چنین مى باشد:
((اگر هدف طالب علم (با اغراض هوس آمیز، آلوده گردد) و بخواهد با مایه علمى و حربه علم ، بر علماء و دانشمندان مباهات ورزد، با سفیهان و سبك مغزان بستیزد، و یا انظار مردم را به خود جلب نماید، جایگاهش از آتش دوزخ فراهم و آماده خواهد شد. (باید متوجه باشیم :) ریاست و سرپرستى صرفا درخور افرادى است كه داراى شایستگى كافى هستند)).

امام صادق (علیه السلام ):

همان كلینى (رضوان الله علیه ) با اسناد خود از امام صادق (علیه السلام ) آورده است كه فرمود:
((اگر كسى در تحصیل حدیث (آشنائى به ماءخذ آئین و اعتقادات دینى ) منافع دنیوى را هدف قرار دهد، حظ و بهره اى در آخرت عائد او نخواهد شد؛ ولى اگر هدف او در فراگرفتن سنت و حدیث - (كه خود از منابع اساسى شریعت اسلامى است ) - عبارت از خیر و نیكبختى اخروى و معنوى باشد، خداوند نیز خیر و سعادت دنیا و آخرت را به وى ارزانى خواهد كرد(27) .
((اگر احساس نمودید كه عالم و دانشمندى به دنیا دلبستگى شدید دارد، نسبت به او درباره دین و آئین خود بر حذر بوده و او را نسبت به دینتان متهم سازید (و یكپارچه تسلیم عقائد او نشوید، و به راستین بودن او دل نبندید)، زیرا هر كسى كه چیزى را دوست میدارد و خاطر خویش را بدان سرگرم میسازد، اهتمام و عنایت او به صیانت و نگاهبانى همان چیز مبذول و محدود بوده و گرد همان مى گردد)) (28) .
حضرت صادق (علیه السلام )، سپس فرمود: خداوند به داود پیامبر (علیه السلام ) وحى نمود كه : ((عالم و دانشمند شیفته و فریفته دنیا را میان من و خودت واسطه قرار مده ؛ زیرا چنین دانشمندى ترا از راه محبت و عشق به من بازمیدارد. اینگونه دانشمندان ؛ قطاع الطریق و راهزنانى هستند كه راه را بر بندگان خواهان من ، مى برند و مسدود مى سازند. كمترین و ناچیزترین رفتارى را كه من با آنان در پیش خواهم گرفت ، این است كه حلاوت و شیرینى و گوارش ‍ مناجات و نیایشم را از دلهاى آنان بیرون مى كشم )) (29) .
همان امام (علیه السلام ) از پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله ) روایت كرده است كه فرمود:
((فقهاء و دانشمندان واجد بینش دینى ، نمایندگان امین انبیاء و پیمبران و نائبان و فرستادگان خدا هستند؛ البته تا آنگاه كه در منجلاب مطامع دنیوى غوطه ور نشوند، و حرفه دنیادارى را در پیش نگیرند. عرض كردند یا رسول الله ، فقهاء و دانشمندان ، چگونه و با چه كیفیتى در دنیا و مطامع آن ، غوطه ور مى گردند؟ فرمود: آنگاه كه از كارهاى سلطان و پادشاه زمان پیروى كنند، (ناگزیر به دنیا روى آورده و در مزبله آزمندى هاى مادى آلوده مى شوند).
اگر متوجه شدید كه فقهاء و دانشمندانى چنین راه و رسمى را پیشه خود ساخته اند نسبت به دین و آئین خویش كاملا از آنان برحذر باشید)) (30) ؛ (چون ممكن است اینان ، جان و شیره دین و ایمان شما را - همچون راهزنان - از قلب و دلتان بربایند).

گروه بندى طالبان علم و دانشجویان :

از همان امام صادق (علیه السلام ) چنین روایت شده است كه فرمود: طالبان علم و دانشجویان به سه گروه تقسیم مى شوند؛ لذا بایسته است كه خود آنها و ماهیت و مشخصات ظاهرى و باطنى آنان را شناسائى كنید:
1- گروهى از آنجهت ، طالب علم اند، كه میخواهند - با تحصیل آن - سفاهت و سبك مغزى و فخر و مباهات به دیگران ، و ستیز و درگیرى با رقیبان و همالان را پیشه خود سازند.
2- گروهى دیگر كه هدف آنان در تحصیل علم ، عبارت از فزون جوئى و دست یازى به مقام و منصب و تكبر و خود بزرگ بینى ، و خدعه و نیرنگ كارى مى باشد.
3- گروه سوم ، دانشجویانى هستند كه بخاطر كسب بینش دینى و نیز عمل و رفتار بر طبق موازین آن ، جویاى دانش و پویاى علم اند.

نتیجه :

الف - گروه اول ، كه (عالم نمایانى ) نادان هستند، افرادى ستیزه جو و آزاردهنده مى باشند و میخواهند با تظاهر به مذاكره علمى و اظهار حلم و بردبارى ، در محافل و در حضور مردم سخن گویند. (و در كمین آن هستند كه ضمن صحنه سازى ) و در زیر ماسك خشوع و پارساجامگى ، پیشخوانى كنند و زبانزد مردم گردند، در حالیكه از هر گونه تقوى و پارسائى ، عارى و تهى مى باشند.
خداوند متعال به خاطر همین صحنه سازیها، اندرون بینى آنها را در هم كوبیده و استخوان سینه شان را در هم مى شكند و پاره پاره مى سازد (و سرانجام ، آنها را در سر جاى خود مى نشاند).
ب - گروه دوم كه اهل دست درازى و ترفع و حیله و نیرنگ مى باشند، افرادى خائن و متملق اند كه با نیرنگ و چاشنى چاپلوسى ، بر رقیبان و همگنان ، ترفع و دست یازى و فخر مى نمایند. و نسبت به مالداران و دولتمندان فرومایه تر از خود، (آنهم عارى از هرگونه قصد قربت ) اظهار فروتنى مى نمایند.
اینان شهد و حلوا و طعمه هاى گواراى مالداران را مى بلعند، و در جهاز گوارش خود هضم مى كنند؛ ولى (ضمن آن ) دین و آئین خود را در هم مى كوبند. خداوند متعال به كیفر چنین انحراف و انحطاطى ، آنانرا خامل و گمنام كرده و در میان مشخصات و عوامل نامورى علماء و دانشمندان واقعى ، آثار و نشانه هاى آنها را محو و نابود مى سازد. و سرانجام بى نام و نشان خواهند گشت .
ج - گروه سوم كه به حق ، صاحب فقه و بینش و آگاهى و اهل عمل به موازین آگاهیهاى خود مى باشند، همواره گرفتار هم و غم و اندوه شدید و بیدارى شب هستند بگونه اى كه تحت الحنك به كلاه خویش بسته (و انزواء اختیار كنند) و در تاریكى شب به عبادت برخیزند. و در حالیكه بیمناك و خواهان و هراسان هستند عمل مى كنند، سرگرم كار خود مى باشند، و از مردم شناسى بهره اى كافى دارند. (به همین جهت ) از مطمئن ترین برادران دینى خود بیمناك هستند (كه مبادا بوسیله همین دوستان مصالح دنیا و آخرت ، دین و ایمانشان مورد دستبرد افكار و آراء واهى آنها قرار گیرد). خداوند متعال (به جاى اینهمه رنجها و شكنجه هاى روحى كه علماء واقعى با آنها درگیر هستند) پایه هاى وجودشان را استوار داشته (و در سایه لطف و مرحمت خویش ، نیازهاى آنها برآورده ساخته ) و آنانرا در روز رستاخیز در پناه امن و حمایت خود قرار میدهد)) (31) .
امام باقر (علیه السلام ) و سخنان او در رده بندى علماء و دانشمندان :
صدوق (رحمه الله ) در كتاب ((الخصال )) روایتى با اسناد از امام باقر (علیه السلام ) نقل كرده است (كه ضمن آن ، علماء و دانشمندان به هفت رده و طبقه تقسیم شده اند):
1- ((دسته اى از علماء و دانشمندان (محتكرانى بیش نیستند) و دوست دارند كه اندوخته هاى علمى خود را ذخیره نمایند، و نمیخواهند مایه هاى علمى آنها را در اختیار دیگران قرار گیرد. چنین دانشمندانى در نخستین قعر آتش دوزخ ، جاى دارند.
2- گروهى دیگر از اندرز دیگران و نصایح اخلاقى ناصحان ، بیزارند (و نمى خواهند زیر بار موعظه دیگران قرار گیرند)؛ ولى در پند و موعظه دیگران سختگیرى مى كنند. اینان در دومین ژرفاى دوزخ ، ماءوى دارند.
3- برخى از علماء (سوداگران و تجارت پیشه اند و) صلاح و سود خود را در آن مى بینند كه مالداران و دولتمندان و ارباب منصب و مقام و طبقه اشراف و كاخ ‌نشینان را از معلومات و معارف خویش بهره مند سازند (و حرفه تعلیم خود را در اینگونه طبقات محدود نمایند)، و چنین معتقدند كه افراد بینوا و تهى دست و كوخ ‌نشینان را در محدوده علم و دانش ، جائى نیست . چنین دانشمندان (بى وجدان و تجارت پیشه ) در سومین عمق جهنم مسكن دارند. 4- فرقه اى از دانشمندان ، راه و رسم جباران و پادشاهان را در علم خویش ، پیشه خود ساخته ، به گونه اى كه اگر بر آنها ایراد گیرند و در اداء حق آنها (از لحاظ احترام و مطامع دنیوى ) كوتاهى شود، خشمگین گردند. اینگونه علماء در چهارمین ژرفناى آتش دوزخ جاى دارند.
5 - برخى از دانشمندان ، جویاى گفته هاى یهود و نصارى هستند (همچون زمان معاصر كه برخى از دانشمندان به گفته هاى غربى ها استناد مى جویند) تا بدینوسیله معلومات و معارف خویش را آبرومندانه تر و فزونمایه تر و مفصل تر جلوه دهند (و به اصطلاح : حدس و تفطن هاى علمى خود را از رهگذر اطلاعات مخدوش و محرف دانشمندان یهود و نصارى تقویت و تاءیید كنند، و در این مسیر، حجم گفته هاى خویش را افزایش دهند) این فرقه از دانشمندان در پنجمین قعر دوزخ جاى گیرند. (32)
6- دسته دیگرى از دانشمندان (اهل عرض اندام هستند) و خویشتن را در منصب فتوى و صدور حكم دینى قرار مى دهند، (و این منصب را به رخ دیگران مى كشند) و به مردم مى گویند: پرسشهاى دینى خود را با من در میان گذارید. در حالیكه احیانا ممكن است اینگونه دانشمندان اطلاع درستى در مورد هیچ مساءله اى نداشته باشند (و با آنكه گرفتار جهل و گمرهى هستند میخواهند همچون نابینائى ، عصاكش كورى دگر شوند). خداوند متعال چنین افراد صحنه پرداز و خودآرا و اساسا هر فرد متكلف را (كه با تكلف و خروج از موضع طبیعى ، در صدد خودنمائى برمى آید) به هیچوجه دوست نمیدارند. این طبقه از دانشمندان در ششمین درجه ژرفاى جهنم قرار گیرند.
7- جماعتى از علماء و دانشمندان (گرفتار افزارگرائى هستند!) و میخواهند علم و دانش را وسیله مردانگى و سرفرازى و اندیشمندى خویش قرار دهند (تا از این رهگذر به عنوان فردى عالم و اندیشمند، مورد احترام دیگران قرار گرفته و دانش خویش را نردبانى براى ارتقاء به این هدف و نخوت و تظاهر به مردانگى و عقل ، سازند). جاى چنین دانشمندان (فرصت طلب و نامجوى )، هفتمین قعر آتش دوزخ مى باشد)) (33) .

How do I stretch my Achilles tendon?
شانزدهم مرداد 96 07:27 ب.ظ
I was extremely pleased to find this web site.
I wanted to thank you for your time for this wonderful read!!
I definitely appreciated every little bit of it and i also
have you book marked to see new stuff in your site.
Why do they call it the Achilles heel?
چهاردهم مرداد 96 05:16 ق.ظ
Greetings! Very useful advice in this particular post!
It's the little changes which will make the
greatest changes. Thanks for sharing!
Aurelio
بیست و پنجم اردیبهشت 96 06:10 ق.ظ
I have to thank you for the efforts you have put in penning this blog.
I'm hoping to check out the same high-grade content by you later
on as well. In truth, your creative writing abilities has inspired me to get my very own blog now ;)
BHW
بیست و سوم فروردین 96 05:01 ب.ظ
Attractive element of content. I just stumbled upon your weblog and in accession capital to claim that I get in fact enjoyed account your blog posts.
Any way I will be subscribing in your feeds and
even I fulfillment you get right of entry to persistently
quickly.
manicure
بیست و دوم فروردین 96 01:52 ق.ظ
Right away I am going away to do my breakfast, after having my breakfast coming over again to read additional news.
manicure
بیست و یکم فروردین 96 12:43 ب.ظ
Saved as a favorite, I love your site!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر